5 واژۀ جادویی برای رسیدن به آرامش
به گزارش وبلاگ سفر به کانادا، استفاده از پنج واژۀ بخشی از وجودم احساس می نماید ... یک نوع خودمراقبتی است. افزودن آن ها به احساس خاصی که دارید برای نفس کشیدن، تجربه کردن و امتحان کردن رویکرد های نو یک فضای درونی ایجاد می نماید.

وبلاگ سفر به کانادا | آیا شما هم دوست دارید شادی، واقع بینی و خودآگاهی بیشتری را تجربه کنید؟ یک استراتژی ساده راهکار آن است. همین حالا به احساسی که دارید دقت کنید. شاید در لحظه احساس ناامیدی، غم یا تنهایی کنید. حالا پنج واژه را به عنوان پیشوند به احساسی که دارید اضافه کنید: بخشی از وجود من احساس نومیدی می نماید. یا بخشی از وجود من احساس غم می نماید. حالا یک دقیقه به خودتان زمان بدهید تا ببینید متوجه چه تغییری می شوید. این پنج واژه آغاز خوبی برای تغییر واکنش ما به توصیف احساسات مان است.
به گزارش وبلاگ سفر به کانادا ؛ برای مثال، من در تعطیلات ساحلیِ اخیر به احساساتم توجه کردم و متوجه سنگینی بدن و میل شدیدم به تعامل با دیگران شدم. احساس ناخوشایند تنهایی به سراغم آمده بود اما وقتی دقت کردم که تنها بخشی از وجودم احساس تنهایی می نماید - نه تمام وجودم - یک موج آرامش و انرژی در وجود من به جریان افتاد و همان طور که با دوچرخه در ساحل رکاب می زدم بر مقدار این امواج آرامش اضافه می شد.
من نحوه توصیف احساسی را که داشتم تغییر دادم، به جای اینکه با خود بگویم: تمام وجودم احساس تنهایی می نماید گفتم: بخشی از وجودم احساس تنهایی می نماید. این تغییر کوچک تاثیر بزرگی داشت، مثلاً دیدگاهم را وسیع تر کرد و راهِ دستیابی به ایده های نو برای ارتباط با دیگران در تعطیلات را فراهم کرد.
یافتن و تمرکز روی بخش ها
زبانی که بخش ها به واسطه آن مایل به ارتباط با ما هستند فوق العاده گران بها است. تشخیص این که بخشی از وجود ما احساس خاصی را تجربه می نماید به صورت طبیعی فضا را برای بخش ها و دیدگاه های دیگر باز می نماید. ذوب نشدن در آن احساس خاص، نه تنها کنجاوی و شفقت ما را متوجه آن بخش خاص می نماید، بلکه دنیایی از احتمالات را به روی آن می گشاید.
شاید بخشی از وجود ما آنقدر احساس خوبی داشته باشد که باورنکردنی باشد. شاید بخشی از وجود ما شک گرا و دیرباور باشد. دربار ه این بخش کنجکاو باشید و از خودتان بپرسید: این بخش چرا دیرباور است؟ آیا قصد حفاظت از من را دارد؟ آیا می خواهد من وقت و انرژی خودم را بی فایده هدر ندهم؟
همه ما بخش های حفاظتی داریم که هدفشان ایمن نگهداشتن ما است. وقتی بخشی خاصی از خودتان را درک می کنید، مثلاً یک بخش دیرباور و شکاک، آیا می توانید هدف آن را درک کنید و قدردان آن باشید؟ با این دیدگاه، احساس شما به آن بخش تغییر می نماید؟ ممکن است از درون اندکی فضای بیشتر احساس کنید یا اندکی آرامتر شوید و حتی شاید کنجکاوی تان هم بیشتر گردد.
دوستی با بخش های وجودمان
تمرکز روی یک بخش به معنای رسیدن به نوعِ ملایمی از کنجکاوی است. کنجکاوی می تواند این گونه باشد: به نظرت اگر کاری که ضروری است را انجام ندهی چه اتفاقی می افتد؟ شاید بخش تنهای وجود من در ساحل از این می ترسید که من برای همواره احساس تنهایی کنم و تجربه همراهی و شادیِ به اشتراک گذاشتن لحظات خوش با دیگران را از دست بدهم.
راه چاره مفید دیگر در جریان دوستی با بخش های وجودتان این است که بپرسید: حالا که من احساسِ این بخش از وجودم را درک می کنم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ احساس کنونی من آرامش دهنده و گسترشی است یا مضطرب کننده و کاهشی؟ هماهنگ شدن با لحن احساسی به شما در رسیدن به جایگاه گسترشی و خودمراقبتی یاری می نماید. علاوه بر این، با این قبیل پرسش ها مقدار صداقت و شفقت شما نسبت به خودتان سنجیده میگردد. اگر نسبت به این بخش منتقد باشید یا تمایل شدیدی برای خلاصی از آن داشته باشید، باید یک گام به عقب بروید تا ببینید آیا بخش منتقد وجود شما می تواند آرام بگیرد تا شما بتوانید بخشی را که دوست دارید روی آن تمرکز کنید درک کنید یا نه.
اگر کنجکاوی و صداقت شما از یک سطح بنیادی برخوردار باشد، یک گام به جلو برمیدارید و از آن بخش میپرسید: سعی داری برای من چه کار کنی؟ یا حتی میپرسید: اگر پیروز به انجام آن کار نشوی، از وقوع چه اتفاقی می ترسی؟ با پرسیدن این قبیل پرسش ها خیلی زود به درک بسیار روشن تری از نقش محافظتی آن بخش می رسید.
دوستی با بخش کمال گرای وجود
جوئِل کِلِپاک نویسنده مشترک این مطلب، موقعیتی را در محیط کار به یاد می آورد که در آن، بخش کمال گرای وجودش بیدار شده بود. کنجکاوی او با توجه به احساس ناراحتی و سفتیِ قفسه سینه و یک حس بسیار سرد تحریک شده بود. به جای اینکه با بی توجهی از آن عبور کند، لحظه ای درنگ کرد و از خودش پرسید: چرا این حس به این شکل خودش را بروز داده است؟ او به این نتیجه رسید که بخشی از وجودش بخاطر کامل نبودن احساس اضطراب می نماید.
همین توجه به او اندکی آرامش و تسکین داد. به خودش یادآوری کرد: من بدون علت مضطرب نیستم، من در حال تجربه اضطراب در یکی از بخش های وجودم هستم. با توجه کردن به احساسی که دارم از درون فضای بیشتری ایجاد می گردد و سبب می گردد چشمان من به روی اضطرابِ یک بخشِ وجودم باز گردد و بدانم که با تمام وجود مضطرب نیستم. بنابراین از خودم می پرسم این اضطراب از چیست؟ این پرسش مرا به این درک می رساند که در نوجوانی، مرا به خاطر نمرات خوب و دستاوردهایم ستایش می کردند و من هنوز این باور دبیرستانی را دارم که مردم فقط به خاطر دستاوردهایم به من اهمیت می دهند.
او با توجه کردن به بخش مضطرب وجودش توانست آن را اصلاح کند و با یادآوریِ دوستی های پربار امروزی و توجهاتی که آن ها بدون در نظر گرفتن کاستی هایش به او نموده اند، به آرامش برسد.
استفاده از پنج واژه بخشی از وجود احساس می نماید ... برای توصیف احساس خاصی که دارید یک نوع خودمراقبتی است و برای نفس کشیدن، تجربه کردن و امتحان کردن رویکرد های تازه یک فضای درونی ایجاد می نماید.
منبع: Psychologytoday
مترجم: زهرا ذوالقدر
منبع: فرادید